printlogo


یادداشت/ مقصود درودی
نکاتی در باب مدیریت افکار عمومی بعد از شهادت سردار قاسم سلیمانی
نکاتی در باب مدیریت افکار عمومی بعد از شهادت سردار قاسم سلیمانی
کد خبر: 70602 تاریخ: 1398/10/17 09:35
هرچند شخصیت قاسم سلیمانی به قدری بزرگ بود که اجر مجاهدت های او جز با شهادت قابل پرداخت نبود اما در این برهه زمانی که مقابله با تروریسم جهانی به عنوان پیشانی و خط مقدم سیاست های راهبردی جهان قرار دارد نیاز به قاسم سلیمانی بیش از هر زمان دیگری احساس می شود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی / با خبر شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی، مردم مسلمان ایران و جهان بهت زده به دنبال تکذیب این خبر بودند.

 
هرچند شخصیت قاسم سلیمانی به قدری بزرگ بود که اجر مجاهدت های او جز با شهادت قابل پرداخت نبود اما در این برهه زمانی که مقابله با تروریسم جهانی به عنوان پیشانی و خط مقدم سیاست های راهبردی جهان قرار دارد نیاز به قاسم سلیمانی بیش از هر زمان دیگری احساس می شود
 
پس از گذشت ساعاتی از خبر شهادت حاج قاسم سلیمانی خون مردم به جوش آمده و قاطبه ی مردم خواستار انتقام سخت از عاملان این جنایت شدند. همین مطالبه مردم وحشت دشمن را از اقتدار جمهوری اسلامی ایران و حامیان او در منطقه بیش از پیش عیان کرد. شبکه های ماهواره ای و مزدوران فضای مجازی و نفوذی های داخلی نیز با اقداماتی خواستار جلوگیری از این مطالبه به حق مردمی شدند و تعداد آن ها لحظه به لحظه در حال افزایش است. حال با توجه به این شرایط نکات ذیل از اهمیت بسیاری برخوردار است:
 
1- از مهم ترین خطوطی که دشمن دنبال می کند ایجاد خط نفاق بین مردم است. آمریکا نیک می داند که سردار سلیمانی یک چهره محبوب در داخل و خارج ایران است. طیف های مختلف مردم ایران با نقطه نظرات مختلف سیاسی فرهنگی اقتصادی دوستدار حاج قاسم سلیمانی هستند و این باعث اتحاد و همبستگی هرچه بیشتر مردم ایران می شود. از این رو تلاش می کنند تا بین مردم دوگانگی را القا کنند. در همین راستا با گزاره هایی ابتدایی و غیر منطقی شروع به تخریب شخصیت حاج قاسم سلیمانی کرده و از او یک چهره خشونت طلب ترسیم می کنند. او را قاتل مردم عراق معرفی می کنند در صورتیکه همگان می دانند که کشته شدگان به دست حاج قاسم سلیمانی همان داعشیان پست و متجاوز بودند. حضور پررنگ مردم عراق در تشییع پیکر حاج قاسم سلیمانی نیز مثال نقضی بود بر این جمله دولتمردان امریکا که بیان کرده بودند مردم عراق از این اتفاق خوشحال شدند.
 
2- دشمنان داخلی و خارجی با حربه پررنگ نشان دادن قدرت نظامی آمریکا و کم رنگ نشان دادن قدرت نظامی ایران درصددند تا مردم را به وحشت بیاندازند که در صورت جنگ، این مردم ایران هستند که آسیب می بینند. ذکر این نکته ضروری است که به اعتراف فرماندهان نظامی آمریکا، این کشور توان مقابله رو در رو با ایران را ندارد. به عنوان نمونه در جنگ اسراییل با حزب الله لبنان، که با حمایت همه جانبه آمریکا همراه بود ان ها فقط 11 روز تاب آوردند و سپس ذلیلانه آتش بس برقرار کردند. امروزه اقدامات ایران نه فقط از ایران که از کشورهای عراق لبنان سوریه یمن آمریکای لاتین آسیای جنوب شرقی و .... آغاز خواهد شد.  با نگاهی به قدرت نظامی ایران در داخل و قدرت نظامی هم پیمانان ایران در کشورهای دیگر و هم چنین موقعیت سوق الجیشی کشور ایران در جهان، بدیهی است که با شروع جنگ احتمالی پایگاه های آمریکا در هر کشوری توسط نیروی مقاومت همان کشورها نابود خواهند شد. حیفا و تل آویو مستقبما در دسترس ایران قرار دارد. با بستن تنگه هرمز اقتصاد جهان دچار تنش خواهد شد و همگان آمریکا را مقصر می دانند. فعال کردن نیروهای مقاومت اسلامی در کشورهای مختلف، هدف قرار دادن نیروهای نظامی آمریکا در غرب آسیا  و خلیج فارس از جمله قطر، بحرین، امارات، کویت و...، حمله به سفارتخانه های آمریکا در کشورهای مختلف ، جنگ سایبری و بی شمار اقدامات دیگر می تواند در دستور کار ایران قرار بگیرد.
 
3- از مسائلی که رهبران آمریکا مطرح می کنند این است که ترور قاسم سلیمانی اقدامی پیش دستانه و با هدف جلوگیری از جنگ بوده است. با نگاهی وسیع تر می توان دریافت که تحلیلگران خود آمریکا نیز این گزاره را قبول ندارند و اقدام ترامپ را به مثابه آغاز یک جنگ بزرگ می دانند که دامن آن ها را خواهد گرفت زیرا که میدانستند و می دانند که بدون شک ایران این اقدام را بی جواب نخواهد گذاشت. نکته مهم دیگر آن است که ترور قاسم سلیمانی را مرتبط با تجمع مقابل سفارت آمریکا و احتمال انجام عملیات در آن می دانند در صورتیکه سال هاست آمریکا و اسراییل نقشه ترور قاسم سلیمانی را می کشند و بارها آنر را علنا اعلام کرده اند.
 
4- نکته چهارم این است که در یک گزاره ظاهرا منطقی می کوشند این دوگانه را ایجاد کنند که جان قاسم سلیمانی در مقابل جان یک ملت ارزشی ندارد و نباید بخاطر انتقام او، یک ملت را به کشتن داد. ایم گزاره از اساس غلط است. قاسم سلیمانی اولا که خود یک ملت بود برای ملت ما. ثانیا انتقام یک ملت یک تسویه حساب شخصی نیست. ترامپ با این اقدام خود رسما ضربه ای به نماد غرور و عزت ملت ما وارد کرده است که در صورت عدم پاسخ، او را گستاخ تر می کند. جواب کوبنده ایران یک اقدام منطقی و عقلانی است که کارکردی بازدارنده دارد و امنیت و ثبات ایران را به ارمغان خواهد آورد.
 
5- شخصیت قاسم سلیمانی به حدی نیست که انتقام او محدود به حمله به چند پایگاه نظامی باشد. بی شک باید این انتقام حمله به قدرت و هژمونی آمریکا در سرتاسر جهان باشد و هیمنه امریکا فرو بریزد
 
6- حال جمهوری اسلامی بر سر یک دو راهی حساس قرار دارد. انتقام سخت و اثبات اقتدار جمهوری اسلامی ایران و یا عدم پاسخ مناسب و تجاوز بیشتر آمریکا به خاک، عزت و غرور ملت ایران

 

لینک مطلب: http://new.bso.ir/News/70602.html