ریگی به کفشمان است؟

یاداشت فعال فرهنگی درباره گزارشات کرونایی صدا و سیما.


به گزارش روابط عمومی بسیج دانشجویی تهران بزرگ /

ریگی به کفشمان است؟!/ اغوا کنیم یا اقناع؟
 
واحد خبر صداوسیما، در سال پرماجرای 98 خیلی پرکار بوده. بچه‌های این واحد یک لحظه استراحت نداشتند. همین روزها شاهدید که گزارش‌گرانش، چپ و راست چه گزارشاتی درباره‌ی کرونا تهیه می‌کنند و پخش می‌شود؛ اما چه فایده؟!
خشت اول کج گذاشته شده. چیزهایی که به اسم گزارش خبری پخش می‌شود، گزارش خبری نیستند؛ کلیپ‌های تبلیغاتی‌اند. مثلاً گزارش زندگی یک جانباز، یک کلیپ ترحم‌برانگیز با موسیقی‌های دستمالی شده‌ای است که یا می‌خواهد اشک مخاطب را دربیارود یا می‌خواهند رجز بخواند. در مورد انتخابات که باشد، حتماً می‌خواهد رجز بخواند و شعار بدهد. اگر در مورد حاج‌قاسم سلیمانی و بدرقه‌اش گزارش بگیرند، شعر می‌گویند و با جملات ادبی فوق‌العاده سطح پایین دل مخاطب را ریش می‌کنند. همین دیشب شاه‌گزارشی دیدم که مردم بازار را مثل بچه‌های مهد کودک جلوی میکروفون گذاشته بودند و می‌پرسیدند: ویروس کرونا کجاست؟!!
سؤالات طوری طراحی می‌شود که معمولاً جواب را از پیش در دهان مخاطب گذاشته و اصلاً امکان ندارد مثلاً مصاحبه‌شونده‌ای هم پیدا شود که ساز مخالف بزند. سؤالات بدیهی و جواب‌های بدیهی. خب این چه‌جور گزارش گرفتن است؟! گزارش خبری وظیفه دارد که خبر بدهد؛ داده؛ دیتا. نه تحلیل. باید اطلاعاتی بدهد که مخاطب خودبه‌خود به‌سمت پیام مورد نظر گزارش هدایت شود. نه این‌که تحلیل بدهد یا عاطفه‌بازی کند! مشکل اصلی سوژه‌های گزارش هستند؛ سوژه‌ها احساسی‌اند، نه عقلایی. نمی‌دانم این یک سیاست ابلاغی در واحد خبر است، یا نابه‌خود این‌طور می‌شود؟
البته همین می‌شود که در بحران‌هایی مثل فتنه‌ی 88 یا اغتشاشات اخیر که رسانه کارکرد حیاتی و حساسی پیدا می‌کند، بی‌بی‌سی فارسیِ تازه‌کار و مبتذل، رسانه‌ی دروغ‌گوی بدنام‌ترین نظام حکومتی دنیا، از صداوسیما پیش می‌افتد! چون حد اقل خوب می‌داند که هرچه می‌خواهد به مخاطبش حقنه کند، باید بر پایه‌ی داده باشد، نه عاطفه. 
گزارش‌گران واحد خبر خیلی پرکارند. یک لحظه استراحت ندارند. نه آن‌قدر که فرصت کنند به عواقب درازمدت کارشان فکر کنند. به این‌که آیا این واقعاً در شأن ما است؟!... این‌که مخاطب را از طریق تحریک عواطف با خود همراه کنیم؟! آیا فقط می‌توانیم "اغوا" کنیم؟ یعنی به اندازه‌ی کافی دلیل و برهان و سند و تاریخ نداریم که بیننده را درباره‌ی عظمت حاج‌قاسم، درباره‌ی اهمیت انتخابات، درباره‌ی خطرات کرونا و... "اقناع" کند؟ اگر واقعاً مجبوریم به این شیوه‌های مبتذل متوسل شویم، پس حتماً یک جای حقانیت‌مان می‌لنگد. حتماً یک ریگی به کفشمان هست... 
اتهام نمی‌زنم. ایمان من به حقانیت نظام عمیق‌تر از این حرف‌ها است. فقط دارم می‌گویم که در عمق ذهن مخاطب این سؤالات مرتب می‌چرخد و در نهایت در پیش‌فرضهایش ته‌نشین می‌شود. و این اثر نهایی، عمیق و پایداری است که این قبیل گزارش‌ها برای مخاطب به‌جا می‌گذارند. دقیقاً به آن دلیل که این اتفاقات در "بخش خبر" می‌افتد. بالآخره حتماً مسائل ملی ما تبلیغات و تهییج عاطفی هم نیاز دارند، اما به واحد خبر چه مربوط؟! وظیفه‌ی واحد خبر، تولید خبر است، نه شوی تبلیغاتی... 
یک فکری بکنیم.
 
 
به قلم ابومسلم متولیان فعال فرهنگی

ارسال نظر


captcha