درودی: شطرنج باز ماهر در تشکل دانشجویی کیست؟ / دهقان: مسئله محوری مرز بین صعود و سقوط

میزگرد «بررسی رویکرد جنبش دانشجویی نسبت به موضوع مسئله محوری» با حضور مقصود درودی دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور و علی دهقان دبیر دفتر تحکیم وحدت برگزار شد.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجوییبرخی از فعالین حوزه دانشجویی معتقدند مسئله محوری از ابتدای فعالیت های جریان دانشجویی به ویژه در برهه هایی مانند ایام انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس به منظور حل مشکلات پیش روی جامعه وجود داشته اما در برهه کنونی توجه به این موضوع در تشکل های دانشجویی روشن تر و صریح تر شده است. در قالب میزگردی با عنوان بررسی رویکرد جنبش دانشجویی نسبت به مسئله محوری به گفتگو با مقصود درودی دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور و علی دهقان دبیر دفتر تحکیم وحدت پرداخته ایم. این گفتگو را در ادامه می خوانید.

 
پیش به سوی اعتلاء
درودی: پس از تغییر و تحولاتی که در سازمان بسیج داتشجویی اتفاق افتاد نوع نگاه و رویکرد نیز در این سازمان تغییرکرد؛ به گونه ای که دوستان با مطالعه و تحلیل سخنان رهبر معظم انقلاب به ویژه در جمع بسیجیان و در دیدارهای ماه رمضان با تشکل های دانشجویی توانستند طرح تحول بسیج دانشجویی را به عنوان یک طرح بلند مدت و با یک برش عملیاتی به اسم اعتلاء تهیه کنند و اعتلاء نیز از آنجا ناشی می شود که رهبر معظم انقلاب همواره در سخنان خود روی این کلمه تاکید کرده و می گویند باید اعتلاء در سازمان بسیج و بالاخص بسیج دانشجویی دیده شود.
 
مسئله محوری

از جمله موضوعاتی هم که در زمان تهیه طرح تحول بسیج دانشجویی مورد بحث قرار گرفت اعتلای نقش آفرینی بسیج دانشجویی بود و این اعتلاء نیز برگرفته از بیانات رهبر معظم انقلاب بود چون ما پس از مطالعه دقیق بیانات رهبر انقلاب و اینکه بسیج دانشجویی و تشکل های دانشجویی باید به چه سمتی حرکت کنند توانستیم طرح تحول و برش عملیاتی آن به اسم اعتلاء را تهیه کنیم و از ابتدا نیز با این سوال مواجه بودیم که رهبر انقلاب از بسیج دانشجویی و جریان های دانشجویی چه می خواهند.

یک نکته ای هم که در زمان تهیه طرح تحول بسیج دانشجویی مورد توجه قرار گرفت و خوب است در مقدمه به آن اشاره شود بحث اشتغال فعالان بسیج دانشجویی بود. همه ما می دانیم که کشورمان امروز با معضل بیکاری جوانان روبرو است و از طرفی نارضایتی شغلی در جامعه و در بین درصد کمی از جوانان که شاغل محسوب می شوند بالاست؛ بنابراین ما در حین این که بیانات رهبر معظم انقلاب را مطالعه و تحلیل می کردیم تصمیم گرفتیم برای این مشکل هم چاره ای اندیشی کنیم تا دوستان ما در بسیج دانشجویی بعد از فارغ التحصیلی خیلی مشکل کار نداشته باشند چون معتقد بودیم بسیج دانشجویی مجموعه ای است که می تواند تجربیات خیلی خوبی را به بچه ها بدهد و اگر از این تجربیات استفاده نشود فراموشی خواهند شد در نتیجه مشکلات انقلاب و کشور حل نخواهند شد.
 
تشکیلات سازی با هسته های خودجوش مسئله محور
طرح اعتلای نقش آفرینی بسیج دانشجویی ناظر به راه اندازی هسته های خودجوش مسئله محور مبتنی بر ظرفیت نخبگان دانشجویی است. طبق این تعریف چون ما می خواهیم تشکیلات حفظ شود لفظ هسته را به کار گرفته ایم؛ چرا که معتقدیم اگر بخواهیم گره ای از مشکلات کشور را باز کنیم باز کردن این گره به صورت فردی کار خیلی سختی است ولی اگر بتوانیم گروهی را با یک هدف مشخص دور هم جمع کنیم و اصطلاحا یک تشکیلات بسازیم آن حرکت موفق آمیزتر و رو به جلوتر خواهد بود. به هر روی ما خواسته ایم دانشجویان حداقل از تعداد دو سه نفر و بیشترکنار هم جمع شوند و هسته های مسئله محور را با یک هدف مشترک و در جهت حل مسائل کشور شکل دهند.

هسته های مسئله محورخودجوش هستند چون سازمان بسیج دانشجویی کشور به عنوان ستاد به هسته ها نمی گوید سراغ حل چه مسئله ای بروند؛ بنابراین اعضای هسته ها می توانند به سراغ حل هر مسئله ای که توانایی رفع آن را دارند اعم از مسائل دانشگاهی، شهری، استانی،کشوری و بین المللی بروند و البته اینکه یک هسته کدام مسئله را حل کند به نوع ایدئولوژی، جهان بینی و پتانسیل آن هسته نسبت به مسائل بستگی دارد.

مجموعه ای از مسائل یک مشکل را به وجود می آورند؛ پس هسته های مسئله محور باید فرق بین مشکل و مسئله را درک کنند. به هر روی ما نمی خواهیم یک هسته به تنهایی مشکل کشور را حل کند؛ البته اگر بتواند فبهه المراد ولی اگر نتوانست هسته های مختلف با توجه به ظرفیت هایی که دارند می توانند روی مسائل مختلف یک مشکل تمرکز کنند و این مشکل با همکاری در تشکیلات بسیج دانشجویی حل خواهد شد. به عنوان مثال بدحجابی یک مشکل است و اگر هسته ای بتواند این مشکل را حل کند که خیلی خوب است ولی اگر نتوانست باید این مشکل را در قالب مسائل جزء تری ببینیم تا هر هسته بتواند هر یک از این مسائل را حل کند تا در نهایت با در کنار قرار دادن مسائل حل شده مشکل بدحجابی خود به خود حل شود.

در بخشی از توضیح طرح اعتلای نقش آفرینی بسیج دانشجویی گفته شد که هسته های خودجوش مسئله محور با استفاده ظرفیت نخبگان دانشجویی راه اندازی می شوند اما سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا ما برای راه اندازی این هسته ها فقط می خواهیم از ظرفیت نخبگان دانشگاهی استفاده کنیم؟ نه. چون تعریف ما از نخبگان همان تعریف رهبر معظم انقلاب است که به معنای عام از نخبگان ارائه می کنند. رهبر انقلاب، دانشجویی که خودش را بشناسد و در خودش این ظرفیت را ببیند که بتواند در روند حل مشکلات کشور تاثیرگذار باشد نخبه می دانند و اصطلاحا ما نیز سایر دانشجویان بسیجی را جزو نخبگان دانشجویی به معنای عامی که رهبر انقلاب تعریف می کنند می دانیم چرا که معتقدیم این دانشجویان به خاطر دغدغه ای که داشته اند وارد بسیج دانشجویی شده اند و از طرفی در خود توان حل کردن مشکلات و مسائل کشور را دیده انند. به هر روی اگر ما بتوانیم از ظرفیت اساتید دانشگاه نیز در این هسته ها استفاده کنیم یک گام رو به جلوی و مثبت برداشته ایم؛ پس هسته ها می توانند با اساتید ارتباط بگیرند و به صورت تخصصی به مسئله نگاه کنند و این یک تعریف کلی است تا بفهمیم بسیج دانشجویی دارد به کدام سمت حرکت می کند .
 
شکستن فهم غلط از بسیج دانشجویی
در گذشته با توجه به اینکه بسیج دانشجویی صرفا کار سیاسی می کرد دید بدی نسبت به آن وجود داشت با این وجود ما با تشکیل هسته های مسئله محور در حوزه های فرهنگی، اقتصادی، علمی و مطالبه گری نه تنها می خواهیم این فهم غلط را بشکنیم بلکه می خواهیم بگوییم بسیج دانشجویی کار علمی هم می تواند انجام دهد که نمونه آن پژوهشکده های علمی است که راه اندازی شده اند و سیر علمی بودن بسیج دانشجویی را نشان می دهند.
 
مسئله محوری

هسته های مسئله محور در بسیج دانشجویی طی سه مرحله می توانند یک مشکل را حل کنند. مرحله اول دانش بنیان بودن و علمی بودن کار است به این معنا که وقتی هسته ها یک مسئله و مشکل را احصاء می کنند ابتدا باید طی یک سیر مطالعاتی پیرامون آن مسئله به تحقیق و پژوهش بپردازند تا اولا بفهمد که آن مسئله چیست و دیگر اینکه چه راهکارهایی برای حل آن مسئله وجود دارد.
 
شطرنج باز ماهر در تشکل دانشجویی کیست؟
گفتمان سازی و مطالبه گری دومین مرحله ای است که هسته های مسئله محور باید برای حل یک مشکل طی کنند. رهبر معظم انقلاب نیز در این رابطه معتقدند جریان دانشجویی در کنشگری باید مثل یک شطرنج باز ماهر باشد یعنی صرفا مطالبه گر نباشد بلکه باید گفتمان ساز هم باشد. متاسفانه در سالهای اخیر بیشتر کنشگری های تشکل های دانشجویی، مطالبه گری بوده یعنی منفعلانه بوده به این معنا که وقتی اتفاقی در جامعه می افتد بعد از آن تشکل دانشجویی به مطالبه گری می پردازد. به هر روی این مطالبه گری خوب است اما آن چه که رهبر معظم انقلاب از ما می خواهند تنها محدود به مطالبه گری نمی شود؛ بلکه باید گفتمان سازی هم صورت بگیرد یعنی ما بتوانیم گفتمان خود و انقلاب اسلامی را در سطح جامعه پیاده کنیم؛ اما متاسفانه در سالهای اخیر کمتر شاهد این روند بوده ایم.

گفتمان سازی و مطالبه گری مانند یک پله است به این معنا که برای گفتمان سازی و مطالبه گری باید قدم به قدم و پله به پله حرکت کنیم. در واقع ما باید با ایجاد یک گفتمان، مطالبه گری کنیم و با مطالبه گری بتوانیم گفتمان خود را پیاده کنیم و بعد دوباره از گفتمان خود به مطالبه گری بپردازیم تا بتوانیم نقص های گفتمان خود را بپوشانیم و گفتمان بهتری را راس کار بیاوریم و این پروسه در حال انجام بوده و ادامه دار است. پس پروژه گفتمان سازی و مطالبه گری تا زمانی که به مرحله اقدام میدانی می رسد متوقف نمی شود.

اما مرحله سوم برای حل یک مسئله عملیات جهادی و اقدام میدانی است به گونه ای که در این مرحله بچه ها خود وارد حل مسئله شده و برای حل مسائلی که احصاء کرده اند دست به کار می شوند.

در بسیج دانشجویی یک دید طولانی مدت نسبت به مسئله محوری وجود دارد چون ما لزوما نمی خواهیم مسائل را در یک بازه کوتاه مدت که دیده همه جانبه نگرانه در حل مسئله را دچار خدشه و اختلال می کند، حل کنیم. به هر روی با این دید مثلا اگر ما بخواهیم مشکل گردشگری در یک منطقه را حل کنیم اقتصاد، اکوسیستم و حس مردم نسبت به توسعه گردشگری در آن منطقه را مد نظر قرار می دهیم تا در بلند مدت منطقه با مشکل مواجه نشود و تفاوت اصلی ما با دیگر جریانات که مدعی مسئله محوری هستند همین است.
 
کیسه استارت آپ ها برای حل مسائل کشور
امروز شاهد این هستیم که استارت آپ هایی با حمایت های مالی زیاد از طرف بخش های مختلف از جمله دولت فعالیت می کنند. نکته ای که وجود دارد این است که استارت آپ ها صرفا به بعد اقتصادی مسئله نگاه می کنند و دیگر به موضوعاتی نظیر اینکه آیا آن مسئله اولویت کشور است یا نه توجه نمی کنند. به هر روی تفاوتی که در مقوله مسئله محوری بین بسیج دانشجویی و استارت آپ ها وجود دارد این است که ما در بسیج دانشجویی نظام مسائل شامل مشکلات و اولویت ها را احصاء می کنیم و بر اساس اولویت ها به حل مسائل در هر منطقه می پردازیم؛ البته در کنار حل مشکلات کشور درآمدزایی اقتصادی هم داریم اما درآمدزایی اقتصادی برای ما هدف نیست.

نکته دیگر اینکه ما به دنبال این نیستیم که حتما حل مشکلات در هر منطقه به اسم بسیج دانشجویی تمام شود چه بسا ما در اردوهای جهادی فعالیت هایی را انجام داده ایم که ارگانهای دیگر آن را به نام خود معرفی کرده اند. به هر روی هدف غایی ما این است که مشکلی از مشکلات کشور حل شود.

در حال حاضر حدود 250 هسته مسئله محور با هدف حل مشکلات کشور در بسیج دانشجویی راه اندازی شده و در هر کدام از این هسته ها حداقل چهار تا پنج نفر عضو هستند به گونه ای که می توان گفت حدود شش هزار نفر در هسته ها فعالیت می کنند و از طرفی حدود شش هزار نفر هم برای فعالیت در این هسته ها توجیه شده و آمادگی ورود به عرصه حل مسئله را دارند؛ البته به منظور استفاده از تجربیات موفق گذشتگان نیز هسته های مسئله محوری را به پژوهشکده های بسیج دانشجویی در دانشگاههای شریف، تهران و دیگر دانشگاهها وصل کرده ایم. به هر روی امیدواریم بتوانیم با افزایش هسته های مسئله محور قدم بزرگی در راستای حل مشکلات کشور برداریم.

دهقان: در مورد مسئله محوری چند مسئله وجود دارد. نخست اینکه مسئله محوری چه هست و چه نیست. بنده احساس می کنم در فضای فعلی جنبش دانشجویی و حتی از گذشته اینکه مسئله محوری چه هست و چه نیست با هم خلط شده اند به همین دلیل می خواهم این دو را از هم باز کنم.

مسئله محوری نتیجه محوری نیست یعنی این که ما بخواهیم بگوییم یک تشکل دانشجویی پیوسته باید به این فکر کند که چه کاری انجام بدهد تا حتما در سطح کلان و ملی و یا در سطح شهر، شهرستان و یا در دانشگاه نتیجه بدهد. از طرفی یک بخش قضیه هم تکلیف محوری است یعنی تشکل دانشجویی مکلف است و باید انجام دهد که بنده معتقدم در منطق تشکل اسلامی باید تکلیف محوری نهادینه شده باشد.
 
تشکل های گریزان از خانه
موضوع دوم این است که مسئله محوری به معنای بی برنامگی نیست. فرض کنید یک چالش، مشکل و دغدغه درست وجود دارد تشکل دانشجویی نمی تواند بدون نقشه راه و راهبرد به این مسئله بپردازد و سعی کند با تکلیف محوری آن را برطرف سازد چون بدون در نظر گرفتن جوانب کار طبیعتا حل هر مسئله ای ابتر می ماند و حل نمی شود؛ بنابراین باید برای حل هر مسئله ای برنامه و راهبرد داشت.
 
مسئله محوری

برداشت اشتباهی که در رابطه با مسئله محوری وجود این است که بعضا تشکل های دانشجویی، دانشگاه را فراموش می کنند به این معنا که وقتی مسئله و مشکلی پیش می آید به صورت ضمنی آنچه در ذهن متبادر می شود این است که تشکل دانشجویی می گوید ما بنا نیست سراغ دانشگاه برویم و بناست دانشگاه را نادیده بگیریم تا بتوانیم وارد فضای جامعه شویم و مشکلات جامعه را چه در سطح ملی و چه در سطح استان حل کنیم و این در حالی است که یک گام ابتدایی برای شروع مسئله محوری در تشکل دانشجویی که باید نسبت به آن برنامه و دغدغه داشته باشد نهاد دانشگاه است چون دانشگاه خانه تشکل دانشجویی است پس ابتدا باید مسئله های دانشگاه را مشخص کند و پس از آن در برنامه ریزی ها و مطالبه گری ها سهمی برای جامعه در نظر گرفته شود.

به هر روی نقش دانشگاه به عنوان یک نهاد نخبگانی با توجه به ابزارهایی که در اختیار دارد در حل مسائل جامعه چه از لحاظ فکری و چه از لحاظ عملیاتی خیلی موثر است و اصلا نهاد دانشگاه وجود دارد تا مشکلات جامعه را برطرف سازد؛ اما آنچه که می تواند خیلی از مسائل را در آینده حل کند این است که ابتدا مسائل و مشکلات اساسی دانشگاه را احصاء، مطالبه و برطرف کنیم تا در کنار آن نیز بتوانیم مسائل جامعه را مطالبه و برطرف سازیم.

بنده احساس می کنم امروز بخشی از جریان دانشجویی صرفا درگیر جامعه شده و دانشگاه را در کنار جامعه نمی بیند یعنی نگاهی که باید توامان به دانشگاه و جامعه باشد در بخشی از جریان دانشجویی مورد غفلت واقع شده و البته تبعات این غفلت را هم می بینیم. واقعیت این است که هر چه پیش می رویم مشکلات، بحران ها، محدودیت ها و درگیری ها در حوزه های علمی، مالی، فرهنگی و سیاسی فضای دانشگاهی سطح کشور بیشتر می شود ولی تشکل دانشجویی صرفا درگیر فضای جامعه است. معتقدم این نگاه که به عنوان دانشجوی مسلمان در تشکل اسلامی صرفا جامعه را ببینیم خطا است؛ پس باید جامعه و دانشگاه تومان با هم دیده شود و برای هرکدام برنامه ها و راهبردهای متفاوتی تعریف کنیم.

مسئله مهمی که وجود دارد این است که ما باید مسئله را همراه با شبکه ای دیدن چالش های مجموعه ای به نام نظام اسلامی تعریف کنیم به این معنا که ما نباید فقط یک خط و شمای کلی از یک موضوع را ببینیم و تشخیص بدهیم این مسئله است. با این وجود وقتی برای حل یک مسئله چه در سطح دانشگاه و چه در فضای جامعه تلاش می کنیم باید ببینیم اگر این مسئله حل شود چه تبعات و اثرات مثبتی بر دیگر مسائل و مشکلات دارد .

موضوع دیگری که در مسئله محوری حائز اهمیت است طیفی دیدن مسائل است یعنی اینکه مسئله ها را باید با همدیگر و به صورت مکمل دید نه اینکه آنها را به صورت خطی ببینیم یا اینکه صرفا مسئله ای را بدون در نظر گرفتن بقیه مسائل دنبال کنیم.
 
تشکل های دنباله رو
نکته دیگر اینکه مسئله محوری باید از آنچه که رسانه ها به آن می پردازند متمایز باشد. معتقدم نظام مسائل هر مجموعه ای که نسبت به جمهوری اسلامی اندیشه دارد و فکر می کند با مجموعه های دیگر متفاوت است. با این وجود باید در تشکل دانشجویی خط قرمزی وجود داشته باشد مبنی بر اینکه من نباید تابع رسانه باشم. به هر روی رسانه شاید مهمترین نهادی است که موضوعات را حلاجی می کند و بنابر درصد اهمیت این موضوعات را برجسته می سازد و یا به آنها نمی پردازد پس موضوعی که خیلی مهم است این است که تشکل دانشجویی اولویت های خود را متکی به اندیشه و نگاهی که خود به مسائل، نظام جمهوری اسلامی، دانشگاه و جامعه دارد تعیین کند و خود را با اولویت هایی که دیگران مشخص می کنند، درگیر نسازد. به عبارت دیگرتشکل دانشجویی باید نسبت به نظام اسلامی نگاه منظومه ای داشته باشد تا بتواند مسئله اش را پیدا کرده و آن را مطالبه کند نه اینکه صرفا دغدغه و یک سری نیات پاک در تشکل وجود داشته باشد و تشکل به واسطه این دغدغه و نیات پاک منتظر بماند که نهادها و رسانه ها موضوعی را برجسته کنند تا آن را سر دست بگیرد و بعد هم که آن مسئله از تب و تاب افتاد مسئله آن تشکل هم عوض شود.
 
مسئله محوری مرز بین صعود و سقوط
مسئله محوری و پرداختن به یک مسئله ذیل یک گفتمان تعریف می شود با این وجود اگر تشکل دانشجویی به یک گفتمان و محوریت فکری قائل باشد هیچ وقت از تب و تاب نمی افتد و از نقطه اوج خود خارج نمی شود. به هر روی این تشکل وقتی مسئله ای را حلاجی می کند تا جایی که به نتیجه می رسد و احساس می کند تکلیف خود را انجام داده سیر صعودی دارد . در مقابل اگر مسئله از درون تشکل نجوشد و به نوعی تشکل گفتمان و فکری برای پرداختن به مسائل و چالش های جمهوری اسلامی نداشته باشد طبیعتا شاید در ابتدا یک سری صعودی را نشان بدهد اما در ادامه افول می کند و به سمت قله نمی رود. حرکت به سمت قله نیز یعنی اینکه افرادی که در تشکل هستند به عنوان دانشجوی مسلمان دغدغه مند باید میزان رشد و سیر صعودی و یا بالعکس میزان افت خود در جریان حل یک مسئله را ارزیابی کنند به هر روی تشکلی که در مسیر حل یک مسئله به نقطه اوج می رسد و دوباره افت می کند و کار را به انتها نمی رساند واقعیت ها را نمی بیند و تسلطی هم در تشکل ایجاد نمی شود.
 
مسئله محوری

معتقدم اگر مسئله محوری پیوسته و مستمر نباشد صرفا به نگاه آرمانی محدود می شود و مسئله محوری واقع گرایانه نیست؛ چرا که یک تشکل دانشجویی باید در یک پروسه نسبتا طولانی در فضای دانشجویی روی یک موضوع کار کند تا بتواند واقعیت ها و آرمان ها را مشخص کند. این روند می تواند زمینه ای را فراهم کند که هم مطالبات تشکل دانشجویی و هم راهکارهایی که ارائه می دهد دقیق تر باشند.
 
اتاق فکر رمز اثرگذاری بر دولت و ملت
طبیعتا آنچه که در تمام مجموعه های دانشجویی اولویت دارد این است که هر کدام از این مجموعه ها تلاش می کنند فعالیت هایی را انجام دهند که در فضای جامعه تاثیر حداکثری داشته باشد تا بتوانند مشکلی از مشکلات جمهوری اسلامی را حل کنند. ناظر به همین نگاه که نگاه درستی است اگر چه باید بحث عمل به تکلیف را هم در نظر داشته باشیم بنده معتقدم اگر تشکل های دانشجویی می خواهند در فضای دولت و ملت اثرگذار باشند باید یک اتاق فکر در کنار مجموعه خود داشته باشند و در این اتاق فکر مسائلی را که به فکراعضای مجموعه می رسد حلاجی کنند تا مسائل شناسایی و اولویت بندی شوند. در مرحله بعد باید روی این اولویت ها مطالعه و پس از آن هدف گذاری صورت بگیرد تا جامعه مخاطب در ارتباط با مسائلی که احصاء شده اند شناخته شوند و در نهایت کمر همت را ببندیم و برای طی کردن مسیری که ترسیم شده، پر قدرت حرکت کنیم. مثلا همین پروسه در دفتر تحکیم وحدت اتفاق افتاده به گونه ای که ما حدود سه سال است در حوزه زن و خانواده فعالیت می کنیم.

گاهی نیز نگاه تشکل دانشجویی مبتنی بر این است که به عنوان یک بخش نخبگانی دغدغه ای را که دارد در فضای دانشگاه و جامعه فراگیر کند. بنده قائل به این هستم که اگر مجموعه ای اندیشه و گفتمان داشته باشد طبیعتا باید ناظر به آینده فکر کند و جلوتر از فضای حال کشور باشد و اگر این اتفاق بیفتد می تواند نقش راهبری در مسائل اساسی کشور پیدا کند. با این وجود نقش این تشکل صرفا مطالبه گری نیست؛ بلکه مطالبه گری ناظر به آینده است پس این تشکل می تواند با پیش بینی مسائل و حل آنها جلوتر از بقیه جرکت کند.

عرض اصلی بنده این است که تشکل های دانشجویی باید تعیین کند که آیا صرفا مسئولین جمهوری اسلامی برای آنها مهم هستند یا مسائل دیگر چون یک سری از مسئولین به فساد آلوده شده اند، یک سری فهم درستی از مدیریت در مجموعه خود ندارند و یک سری هم نمی فهمند مردم چی می خواهند؛ بنابراین اشکالات متعددی وارد است. از طرفی یک سری قوانین دست و پاگیر وجود دارند که زمینه فساد را ایجاد می کنند. به هر روی تمام این مسائل اهمیت دارند ولی درجات آنها متفاوت است.

حرف اصلی بنده این است که تشکل دانشجویی صرفا مسئول این نیست که اگر مسائلی را در جمهوری اسلامی می بیند برود و آنها را از مسئولین پیگیری کند. بلکه مسئول این است که بخشی از جامعه حداقل جامعه دانشگاهی و یا حداکثر شهر و استانی را که در آن فعالیت می کند به صورت منطقی و درست یعنی به صورت تبیینی درگیر مسئله خود کند. مثلا با توجه به آنچه گفته شد همه ما می دانیم در جمهوری اسلامی در حوزه زن و خانواده و جمعیت مشکلاتی وجود دارد و این مشکلات هم برآمده از نگاه های نادرست در سیاست گذاری و نگاههای برآمده از اندیشه غربی در بخشی از نمایندگان مجلس و مسئولین فعلی جمهوری اسلامی به ویژه در معاونت زنان ریاست جمهوری است با این وجود تشکل دانشجویی یک زمان می تواند یک راست سراغ این مسئولان برود و مشکلات را حل کند اما یک وقت هم می گوید نه ما می خواهیم این مسائل را در درجه اول برای قشر دانشجو، اساتید و گروههای مرجع و در درجه دوم برای عامه جامعه تبیین کرده و تمایز حرف خود در مورد مسائل زن و خانواده را در مقایسه با سایر نهادها و گروههایی که وجود دارند و ممکن است گرایش فمینیستی نیز داشته باشند، بیان کنیم.

به هر روی ما در دفتر تحکیم توانسته ایم با ابزارهایی که در اختیار داریم فارغ از هر گونه هیاهوکارهایی را انجام دهیم مثلا تاکنون در حدود 15 شماره از نشریه این اتحادیه به مسائل زن و خانواده پرداخته ایم و الان خیلی ها می دانند که ما در دفتر تحکیم وحدت در حوزه زنان و خانواده کار می کنیم. از طرفی ما توانسته ایم مسائل حوزه زنان و خانواده را بشناسیم و قشر خاکستری و متخصص و دغدغه مند را با مسئله خود درگیر کنیم به گونه ای که توانسته ایم به عنوان لیدر این گروهها را در راستای مطالباتی که در حوزه زنان و خانواده وجود دارند با خود همراه کنیم. هدف نهایی ما نیز این بوده که بتوانیم در این حوزه به یک عنصر اثرگذار تبدیل شویم تا اگر یک نماینده مجلس و یا گروهی در مجمع تشخیص مصلحت نظام و یا مجموعه ای در نهاد ریاست جمهوری خواستند به نگاه ناب اسلامی و نگاه اصیل ایرانی به موضوع زن و خانواده پی ببرند به عنوان یک عنصر تاثیر گذار و گروه مرجع سراغ دفتر تحکیم بیایند.

معتقدم اگر تشکل دانشجویی اثرگذار باشد می تواند حتی در ذهن جامعه نخبگانی مسائل جامعه را جابجا کند. با این وجود هر تشکل دانشجویی نه تنها باید مسئله محوری و مطالبه گری را به یکی از ارکان زیست تشکیلاتی خود تبدیل کند؛ بلکه باید تبدیل شدن به یک عنصر اثرگذار را به عنوان یک آرمان در مجموعه خود نهادینه سازد تا اگر مسئله ای در نهادهای تصمیم گیر جمهوری اسلامی به نادرستی انتخاب شد بتواند در اصلاح آن اثرگذار باشد.

ارسال نظر


captcha
آخرین اخبار